ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

100

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

خانواده‌اش سرازير كند . تعداد ظروف مملو از غذائى كه در چنين ضيافتهائى سطح كف تالار بزرگى را از يك طرف تا طرف ديگر مىپوشاند خارق العاده است و براى سير كردن حد اقل پانصد نفر كفايت مىكند . اما شاه فقط از غذاهائى مىخورد كه دستور داده است از آشپزخانهء مخصوص خود او بياورند ؛ دست به غذاى ديگرى نمىزند و پس از اتمام غذا ( شاه به تنهائى بر سر چنين سفرهء رنگينى مىنشيند ) تمام آنچه در سفره است نصيب فراش خلوتها ، و ايل خدمه و همراهان مىشود . حتى در ادوار قديم ، در دورهء سلسله‌هاى مغول ، فرمانهائى دربارهء خورد و خوراك مردم در شهرها و در مورد بازرسى خواربار ، ميوه ، مهمانخانه‌ها ، قهوه‌خانه‌ها ، نانوائيها ، قصابيها و غيره صادر مىگرديد و در ابتداى امر به سختى به مورد اجرا گذارده مىشد . اما به زودى از شدت و حدت اجراى آن فرمانها كاسته مىشد ، چون آنچه از مراحل بالا به خاطر رفاه مردم انجام مىگيرد بيشتر باعث سركيسه كردن مردم شده تا رساندن فايده به آنها . چون راههاى كسب خبر وجود ندارد و اين خود سبب مىشود كه شهرى كاملا حوايج خود را از يك ناحيهء معين تأمين كند ، در سالهائى كه محصول كمتر است هرگاه اين ناحيه در دست محتكرى باشد كه نگذارد جنس به بازار وارد شود به آسانى شهر دچار قحط و غلا مىگردد . درست است كه هر دو هفته يك‌بار تعرفهء خواربار اعلام مىشود اما وقتى جنس به عنوان ذخيره نباشد چنين تعيين قيمتى چه حاصل دارد ، مگر اينكه كاملا خيالى تلقى شود ؟ اما در عوض در سالهاى پربركت ، خواربار چنان بوفور موجود است كه در مصرف آن اعتدال رعايت نمىگردد ؛ زيرا آن را بدون اينكه در فكر آينده باشند بدور مىريزند . مهمانخانه ، قهوه‌خانه و ميخانهء عمومى در شهرهاى ايران وجود ندارد . اما همانطور كه در پيش يادآورى شد دل و رودهء حيوانات ذبح شده از طرف طبقات متمكن تقريبا به صورت بلاعوض به مردم فقير واگذار مىشود و توسط طباخان در بازار به قيمتى نازل به مردم عرضه مىگردد . اين طباخها كله و پاچه ، جگر ، جگر سفيد و روده را به نام بريانى به بهائى بسيار ارزان به مردم مىفروشند . با وجود آنكه طباخى كار بسيار كم‌خرجى است و در آن از تپاله به جاى سوخت استفاده مىكنند باز هم طباخان پس از غذا دادن به حدود سيصد ، چهارصد نفر به زحمت آن اندازه سود بدست مىآورند كه بتوانند شكم خود را سير كنند . براى صبحانه عدس را در ديگهاى بزرگ مىپزند ، و نيز هويج و چغندر را كه در خاكستر گرم حمام پخته شده است ، به قيمت فوق العاده نازل مىفروشند . يك طرز طبخ ارزان ديگر ، بخصوص بين سربازان و نيز در ميان بعضى از خانواده‌هاى تهيدست رايج است ؛ از اين قرار كه ديزيهاى كوچك را با سبزى ، نخود ، قدرى گوشت و آب پر مىكنند و خوب در آن را مىبندند ، بعد آنها را رديف مىكنند و دور آن را تپاله مىريزند و آتش مىزنند . در اثر آتش ملايم و مداوم ، مواد داخل ديزى به خوبى مىپزد . اين غذا را يخنى